چو ایران نباشد . . .

چو ایران نباشد . . .
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 ساعت 0:12 شماره پست: 13

چند روز پیش این آهنگ زیبا رو شنیدم. متن اون رو گذاشتم بخونید.

 

زپندار و گفتار و کردار نيک
هميشه پديد آيد آثار نيک
چو ايران ما مهد زيبايي است
بهين سرزمين اهورايي است


دلم ميکند هر دم آهنگ تو
که ننگ است ماتم به فرهنگ تو


چو ايران نباشد تن من مباد
بدين و بوم بر زنده يک تن مباد

چنين ملت پاک گردن فراز
به يک جنبش تازه بودش نياز

بشد انجمن از دليران پارس
ز پاکان و روشن ضميران پارس

کز ايران زدايد نشان بدي
برافروزد آن پره ي ايزدي

سترون کند بذر ناپاک را
کند از هنر بارور خاک را

هنر دانش و رامش و شادي است
هماهنگي و صلح و آزادي است

چو ايران نباشد تن من مباد
بدين و بوم بر زنده يک تن مباد

تو اي خاک پربار ايران من
تو اي مظهر عشق و ايمان من

تو اي زادگاه نياکان من
تو اي مهد آزاد مردان من


به خاک تو بودست از دير باز
برابر حقوق سپيد و سياه


به دوران کورش در اين بوم و بر
شده پايه ريزي حقوق بشر


ز هر تيره و قوم و کيش و نژاد
بود بينشان رشته اتحاد


چو ايران نباشد تن من مباد
بدين و بوم بر زنده يک تن مباد


جهان آفرين تا جهان آفريد
نياورد جز مهر و نيکي پديد

بد انديشي و کينه و دشمني
بود خوي و کردار اهريمني

اگر هم دوست دارین آهنگش رو که خیلی خیلی پر هیجان و حماسی هست و با دسته موزیک مارش ارتش  نواخته شده دانلود کنید اینجا کلیک کنید. (فعلا در دسترس نیست اگر خواستین در قسمت نظرها پیام بذارین)

همچنین مطالب تازه ای در باره بهینه سازی سایت در موتور های جستجو نوشته ام. می توانید ببینید و وبلاگ یا وب سایت خود را خوب در گوگل یا دیگر جستجو گر ها معرفی کنید.

ایران سرود ملی مارش ارتش موزیک نظامی سرود ملی حماسی ایران ملي حماسي ايران

در همین رابطه سرودهای ملی را هم ببینید.

مصاحبه مدیر شرکت تویوتا در ایندیانای آمریکا

مصاحبه مدیر شرکت تویوتا در ایندیانای آمریکا
نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1384 ساعت 15:45 شماره پست: 12

ما برآنیم تا کاری کنیم که کارکنان ما نقاط قوت و ضعف رقبا را بدانند.
مدیر عامل کارخانه تویوتا در ایندیانای آمریکا

مصاحبه : کریس تیرنی / برگردان : سعید پوردلیر

رهبران کمک می کنند تا ارزشها و نقاط مثبت سیستم تولید تویوتا زنده و کارآمد بماند. این سخن سیزو اوکاموتو مدیر کل شرکت توبوتا در پرینستون (ایالت ایندیانا) است.
وی خود یکی از نخبگان پیشتاز در سیستم مشهور تولید تویوتا (TPS) است. او دست پرورده استاد خود تاایچی اوهنو (Ohno) یکی از بنیانگزاران و ابداع کنندگان این سیستم است که معتقد بود بهبود مستمر را در همه کارها می توان پیاده سازی کرد و نه تنها برای سیستمهای تولیدی. این موضوع مورد تقلید دیگر خودرو سازها نیز قرار گرفت.

امروزه اوکاموتو این سیستم را به کارکنان خود در ایندیانا آموزش می دهد. همچنین به نیروی انسانی تازه استخدام شده در سن آنتونیو. در گفتگو با نشریه « دیترویت نیوز» اوکاموتو باز هم تاکید کرد که نگاه نقادانه به نظام و فرآیندهای تولید ، احترام به مردم و کاهش ضایعات سه رکن اساسی بهبود مستمر است.

***
پرسش : آشنایی شما با سیستم تولید تویوتا (Toyota Production System TPS) چگونه بود ؟
آموزگار من آقای «چو» بود. اما گاهی نیز از آقای «اوهنو» می آموختم. او یک بار مرا برای یک تامین کننده (قطعه ساز) به توکیو دعوت کرد. ما چرخی در اطراف زدیم و او به من گفت: تو یک هفته اینجا بمان. اعضای تیم 10 نفر هستند. تو می توانی به 5 نفر کاهش دهی. من روز جمعه باز خواهم گشت. او با یک نگاه اجمالی به اطراف مشکل را دریافت . او معلم بسیار جذابی بود.

پرسش: گفته میشود وی آموزگار بسیار سختگیری است.
روش آموزشی او یکتا بود. او در آغاز همه چیز را نمی گفت بلکه نخست زمان زیادی برای فکر کردن به ما می داد. من اکنون روش مشابهی را در TMMI بکار می برم. (Toyota Motors Manufacturing Indiana)
چگونه میتوانیم خودمان مشکل را پیدا کنیم ؟ هرگاه که من در تویوتا کار می کردم (آموزش می دادم) در آغاز پاسخ روشن را نمی گفتم. نخست منتظر می شدم تا آنها خود مشکل را کشف کنند. و این مستلزم صبر و شکیبایی بسیاری است.

پرسش : فوجیو چو چگونه استادی بود ؟
آقای چو یک معلم بسیار مهربان هستند و به نظرات دیگران به دقت توجه می کنند. و این ویژگی بسیار متفاوتی است.

پرسش : مشکلترین جنبه رسیدن به سیستم تولید تویوتا چیست ؟
کایزن ! استمرار و نگهداشتن  بهبود مستمر کار ساده ای نیست. شما باید کارکنان را به تفکر کایزن وادار نمایید. مدیران به آنها اهداف بالاتری می دهند. معرفی سیستم و اهداف بزرگ ساده است. مشکل یافتن مشکل هاست!

پرسش : چگونه اعضای تیم را به تکاپو وامیدارید ؟
ما سعی می کنیم تا آنها نقاط قوت و ضعف رقبا را بشناسند. ما اطلاعات را در اختیار اعضای تیم می گذاریم. اکنون آنها خود ایده ها را خلق می کنند مبنی بر اینکه : «چه باید کرد ؟ »
حالا هرکسی میداند که بدون کایزن ، ما نمی توانیم توان رقابتی خود را نگه داریم.

پرسش : آیا آموزش نظام تولید تویوتا به اعضای آمریکایی تیم با آموزش آن به ژاپنی ها متفاوت است ؟
نه چندان. آمریکاییها مشتاق یادگیری اند. اعضای آمریکایی تیم در مورد امنیت شغلی بسیار حدی هستند، لذا انگیزه آنها بسیار بالاتر از ژاپنی هاست. ژاپنی ها نسبت به رییس خود بسیار مطیع هستند در حالی که آمریکایی ها فردیت بیشتری نشان می دهند. ولی هرگاه که درک کنند چرا ما کایزن را ادامه می دهیم ، ما نتایجی بسیار بالاتر از انتظار خواهیم گرفت.

پرسش : عمده ترین برداشتهای غلط درباره سیستم تولید تویوتا چیست ؟
گاهی (TPS) به غلط یک ابزار مدیریتی برای کاهش هزینه ها تلقی می شود. به خصوص زمانی که فقط یک بخش از سیستم تولید تویوتا معرفی شود مثلا کانبان. واین با واقعیت تفاوت دارد.
معرفی کانبان به عنوان یک سیستم تدارکات (لجستیک) ساده است. اما در واقع هدف آن کاهش هزینه تدارکات نیست. بلکه وسیله ای است برای آوردن مشکلات به سطح. بسیاری از مردم این را نمی فهمند. با کاهش سطع موجودی ، مشلات نیز به سطح می آیند. اکنون می توان مشکلات را حل کرد تا سیستم قوی تر گردد.
( با کاهش سطح آب سنگهای کف هویدا می گردند و می توان آنها را برداشت – مترجم)

پرسش : کارخانه پرینستون طراحی شده است تاکارخانه مادر باشد برای واحد تگزاس. چه احساسی دارید از گرداندن نخستین کارخانه خارج از ژاپن ؟ آنهم در حالی که به عنوان کارخانه مادر طراحی شده است ؟
مسئولیت بسیار سنگینی است و تعهد بسیاری در پی دارد. در عین حال فرصت بسیار خوبی است تا قابلیتهای اعضای تیم را بالا ببریم.
با آموزش ، آموزگار نقاط ضعف خود را پیدا می کند و باید پیش از آغاز آموزش آن مشکلات را حل کند.
آموزش بهترین تمرین است.

مقوله : علمی / دانشگاهی (مهندسی صنایع)

دسته : ماشین تویوتا و تولید تویوتا در آمریکا . مشکلات کایزن تولید ناب ومقاله  انبوه شرکت کارخانه تويوتا ژاپن ایران مقایسه خودروهای تویوتا است

در همین رابطه آموختنی هایی از جک ولش را هم ببینید.

راز آفرینش زن

راز آفرینش زن

نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384 ساعت 23:39 شماره پست: 11

سالروز تولد آدم نزدیک بود و خداوند سخت در اندیشه ی هدیه ای برای آدم بود.

یکی از فرشتگان ، شاید میکاییل ، پیش آمد و گفت : او را به گردشی بر فراز زمین ها و دریا ها ببر.
خداوند گفت کم است. این را خودش بدست می آورد.
فرشته دیگری شاید ، اسرافیل ، گفت : گوهر شب چراغ را به او بده ، شادمان خواهد شد.
خداوند ابرو در هم گشید و گفت هنوز نمیدانید آدم کیست ؟ که چنین چیزی پیشکش می کنید ؟
فرشتگان سکوت کردند. دردانه خداوند روزی دگر یکساله می شد. و آنها نمیدانستند چه ارزشی دارد این روز.

خداوند : گفت خودم می دانم.
سپس فرشتگان را فرمود تا از گوشه گوشه کائنات قطره های پراکنده مهربانی را گرد آورند.
و از لابلای گلبرگ گلهای زمین و بهشت شهد های خوشبو بیاورند.
وسپس آمیزه ای از این همه طراوت شهد و لذت را به باقی مانده گلی زد که  آدم را از آن سرشته بود.
آن روز آدم خوابید ، و وقتی بیدار شد تنها نبود.

خداوند زن را آفرید.

روز تولد آدم ، روز تولد عشق ، روز تولد تمنا و روز زیبای هم آغوشی و تکامل دردانه (های) خداوند بود.
روز تولد آدم ، روز مرگ تنهایی بود. عطر زن در زمین پیچید.
هدیه عروسی این دو ، گوهر شب چراغ بود. که آدم بر فراز خانه اش افراز نمود.
تنها خداوند این تنهایی را فهمیده بود. چون خودش تنها بود.

آدم ! تولدت مبارک ! حوا پیوندتان مبارک !

آفرینش زن راز و رمزو راز آفرینش انسان خلقت آدم و حوا عشق آفرین

در همین رابطه : راز آفرینش انسان را هم ببینید.

راز آفرینش

نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384 ساعت 16:28 شماره پست: 10

روزی خداوند انسان را آفرید.
اما پیش از آنکه روح خود را در کالبد خاکی بدمد و پروژه را تکمیل کند(!) سخت در اندیشه فرو رفت.
خدواند از خود پرسید راز آفرینش را باید از این مخلوق خاکی پنهان کنم. اما کجا ؟؟
یکی از فرشته ها جلو آمد و گفت : ساده است ، بر بلندای قله ای دوردست بگذار.
خدواند گفت: نه ! انسان زمین را در خواهد  نوردید و روزی آن را خواهد یافت.
فرشته دیگری گفت: در ژرفای اقیانوسی دوردست بگذار .
خداوند باز گفت: انسان باهوش است ، زمین را به تسخیر درخواهد آورد. آنجا هم پیدایش می کند.
سومین فرشته گفت: دورتر خیلی دور تر ، جایی در کهکشان.
خداوند با لبخندی گفت: انسان من همه آسمان را از آن خود خواهد کرد . جایی از او پنهان نمی ماند.

و سپس گفت این راز را جایی خیلی دور ، خیلی نزدیک پنهان می کنم.
و آن را در دل آدم پنهان کرد. آنقدر نزدیک که از روز نخستین می شناسیمش و آنقدر دور که هرگز بدان دست نخواهیم یافت.

راز آفرینش ، راز سر به مهر عشق است و مهر ورزیدن. خداوند راز خود را بر ما گشوده است چشم دل می بیند اما چشم سر نه !

به قول شیخ ابو سعید ابوالخیر : سر نشتر عشق بر رگ روح زدند * * * یک قطره از آن چکید و نامش دل شد.

شما در دل خود چه پنهان دارید ؟ من عشق دارم ، و امید.

عشق ، راز آفرینش انسان اسراز الهی رمز راز آفرینش انسان خلقت آدم راز آفرینش مرد انسان

در همین رابطه راز آفرینش زن را هم ببینید

راز لاله ها

راز لاله ها
نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384 ساعت 15:3 شماره پست: 9

می گویند خداوند یک روز همه ی گلها را آفرید.

و فردای آن روز نگاهی به همه گلها کرد و لاله را آفرید …
شاید خداوند آن شب لاله را در خواب دیده بود. کسی چه می داند.؟؟   اما انگار اندوهی در دل خدا لانه کرده بود.
خدا لاله را آفرید و فرمان داد تا بروید هر جا که مزار یکی یاران خداست.
و لاله رویید نه یکی ، نه دو تا و نه هزار تا.
کسی نمیداند نخستین لاله کجا رویید . اما یک چیز را نیک میدانم.
در سرزمین نازنین من تا چشم کار میکند لاله روییده. لاله زاری به وسعت یک دشت بی انتها.
و لاله رویان ، یکی پس از دیگری به خاک می افتند و بر مزارشان لاله ها میروید.
و لاله ها حکایت ها دارند. از عشق از رفتن و از شهادت. نامش را هرچه میخواهد بگذارید
کشته راه وطن ، یا مرگ در جنگ . اما لاله ها نیک میدانند کجا برویند.
نفرین به جنگ ، نفرین که سرزمینم را از خون لاله کفن ها ، لاله زار کرد.

و خداوند هنوز به لاله نگاه میکند. کاش میدانستم اندوه خدا از چیست.
هرگاه که اندوهی سرزمینم را در بر میگرفت سر بر شانه خدا میگذاشتم و درد دل میکردم زیرا خدا دارم.

ولی خداوند کسی را ندارد تا سر بر شانه اش نهد و این راز سربه مهر را بگشاید.
راز لاله ها را.

سه شنبه سیاه دلاوران ارتش و مردان عرصه آگاهی را به خودم و به همه هم میهنانم تسلیت میگویم. { اینجا } را هم ببینید

راز لاله ها آفرینش گل لاله گلهای لاله گلها سقوط هواپیمای سی ۱۳۰ ارتش شهرک توحید تهران و کشته شدن خبر نگاران

مرا به خانه ام ببر

مرا به خانه ام ببر

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384 ساعت 16:4 شماره پست: 8

عرفا معتقدند : انسان موجودی تبعیدی است. گویی به بیابانی دوردست رانده شده. و این انسان تبعیدی اکنون به دنبال خانه خود ، ( اصل خویش) در تکاپو است.

مولانا مولوی چنین میفرماید : از نیستان تا مرا ببریده اند …
این رانده شده ، به هردری می کوبد تا به آرامش دست یابد ؛ غافل از اینکه تا به خانه نرسد ، همه مجاز است و در مجاز خسبیدن آرامیدن ندارد.
برای این طی طریق ، برخی عرفا دست به دامان عقل و خرد گردیده ، و در لابلای اندیشه ها و دانسته ها و ندانسته ها  راه سر منزل می پویند و برخی دیگر به دیده استهزا در ایشان نگریسته که :
پای استدلالیان چوبین بود   * * *  پای چوبین سخت بی تمکین بود.
و بدین سان فریاد اشراق بر می آورند که : مرگ بر عقل !
و بر آنند که جز دل ، راه منزل دوست نجوید .
تفاوت در حال و مقام عرفانی نیز ، ریشه در همین تفاوت مویین دارد.
مقام آن منزل و منزلت است که سالک با تلاش و جد و جهد بدان دست یابد و چون کاروانسرایی است که لختی در آن بیاساید و باز با تلاش و مجاهدت و صبر و تمنا ، راهی سرمنزل بعد شود.
حال آن حالت است که عارف در لحظه بدان دست یابد و بی اختیار بیاید و بشود. مقام را به کاروانسرا گفتم ، حال را ندانم به چه گویم. که جای نامحرم نباشد جای پیغام سروش…


تفاوت شعر خواجه اهل راز حافظ  ، و شیخ اجل سعدی نیز در همین جاست. شعر حافظ ، شعر حال است و شعر سعدی ، شعر مقام. نشاید گفتن کدام برتر ، که قیاس در این ماجرا مع الفارق است و بی حاصل.

شعر سعدی درس مکتب سالک است و شعر حافظ نص غیب. هم از این روست که حافظ همدم زمان دلتنگی هاست ، سعدی راهنمای راه بی کناره.
راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست …
پنجم آذر ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و چهار  خورشیدی.

دسته : شعر سعدی و فال حافظ در عرفان خدا شناسی و معرفت عشق عارف عرفانی نوشته ها مطالب مقالات عرفانی ایرانی

برنده اید یا بازنده ؟

برنده اید یا بازنده ؟
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384 ساعت 8:5 شماره پست: 7

بخوانید و فکر کنید کجا را باخته اید !

برنده: متعهد میشود
بازنده : وعده میدهد

برنده : به بررسی دقیق یک مشکل میپردازد
بازنده:از کنار مشکل گذشته و آن را رها میکند ، (فرار از مشکل)

برنده : می داند بخاطر چه چیزی باید پیکار کند و برسر چه چیز سازش و توافق کند.
بازنده: بخاطر چیزی که ارزش ندارد مبارزه میکند و سرانجام آنجا که نباید ، تن به سازش میدهد.

برنده : به افراد برتر از خود احترام میگذارد و سعی می کند از آنان چیزی بیاموزد.
بازنده:به افراد برتر از خود خشم و نفرت دارد و در پی یافتن نقطه ضعف آنهاست.

برنده : گامهای متعادل بر می دارد.
بازنده: دو نوع سرعت دارد : یا خیلی تند یا خیلی کند !

برنده : می داند که گاهی پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید.
بازنده: بسیار مشتاق برنده شدن است ، در جایی که نه قادر به بردن است و نه حفظ آن.

برنده : ارزیابی درستی از توانایی های خود داشته و هوشمندانه از توانایی های واقعی خود بهره می گیرد.
بازنده: از توانایی ها و ناتوانی های خود بی خبر است.

برنده : مشکلات بزرگ را به اجزای کوچکتر می شکند تا حل آن آسانتر گردد.
بازنده: مشکلات کوچک را چنان بزرگ می کند و به هم می آمیزد که دیگر قابل حل شدن نیستند.

برنده : میکوشد تا مردم را هرگز نیازارد ، مگر در مواقع نادر که این آزردن در راستای یک هدف بزرگ باشد.
بازنده: گرچه نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد ، اما همیشه چنین می کند !

برنده : در هر شرایطی تعادل و آرامش خود را حفظ میکند.
بازنده:هنگامی که از دیگران عقب است ، تند خو و خشن میشود و اگر جلوتر از دیگران باشد بی احتیاطی میکند.

برنده : میداند کدام تصمیم ها را بطور مستقل بگیرد و کدام ها را با مشورات دیگران.
بازنده: به استقلال خود میبالد ، در حالی که خود سری است – و به کار گروهی می بالد در حالی که در حال دنباله روی است و از خود اراده ای ندارد.

برنده : آن چه را که ضرورت دارد با متانت انجام میدهد و توان خود را برای راه حل هایی ذخیره میکند که در آنها از حق انتخاب برخوردار است.
بازنده:آنچه ضرورت دارد را با حالتی اعتراض آمیز انجام میدهد و هیچ توان و نیرویی برای  گرفتن تصمیمهای مهم و خلاق باقی نمیگذارد.

برنده : روی پای خود می ایستد و از اینکه دیگران به وی تکیه کنند ، احساس تحمیل شدن نمی کند.
بازنده: به کسانی که از خودش قوی ترند تکیه میکند و عقده هایش را بر سر کسانی که از خودش ضعیف ترند خالی میکند.

برنده : دیگران را نکوهش میکند ولی آنها را می بخشد.
بازنده: چنان کم جرئت است که قادر به نکوهش دیگران نیست و چنان حقیر است که قادر به بخشیدن دیگران هم نیست.

برنده : هر امتیازی منطقی و لازم را که بتواند میدهد ، جز اینکه اصول بنیادی خود را فدا کند.
بازنده : به خاطر هراس از دست دادن امتیاز (ترس از شکست) ، به لجاجت خود ادامه میدهد ، و این در حالی است که رفته رفته اصول بنیادی اش از بین میرود و او بی خبر است.

نویسنده : سیدنی .ج.هریس . با اندکی دستکاری

درس اخلاق و مدیریت . برنده اید یا بازنده

غم آخرتان باشد

غم آخرتان باشد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384 ساعت 18:53 شماره پست: 6

خبر کوتاه و ساده است: کتابخانه دانشکده حقوق تهران در آتش سوخت.

صدا و سیما این خبر را اینگونه پوشش میدهد :
خوشبختانه مخزن کتابخانه دانشکده حقوق تهران در آتش سوزی آسیب ندیده و تنها بخش مرجع سوخته.
لابد با شنیدن خبر باید زیر لب بگوییم : خدا را شکر.!!
قدمت این کتابخانه هشتاد سال بوده و بسیاری از کتابها را رجال علمی و فرهنگی و سیاسی به کتابخانه هدیه کرده بوده اند.
برخی از استادان دانشگاه ، درست به مانند آنکه عزیزی را ازدست داده باشند سر بر شانه هم اشک میریختند.
چرا ؟

خوب : قدر زر زرگر بداند  قدر گوهر ، گوهری.
یا به عبارت دیگر : نزد خر ، خرمهره و گوهر یکی است !
کسانی که برای فرار مغز ها ( همان مغزهایی که با خواندن اینگونه کتابها مغز شده اند) ارزشی قایل نیستند ، بی گمان برای چنین حادثه هولناکی نیز ، متاثر نخواهند شد.
مشتی کتاب به خودی خود ارزشی ندارد، آنچه ارزش دارد خوانده شدن و بکارگرفته شدن انباره های دانش و خرد است.

کتابخانه سوخت ، به موزه دستبرد زدند، پاسارگاد زیر آب رفت و کتیبه های باستانی زیر باران پوسید و فروریخت.
همه اینها یک طرف و گریز صاحبان اندیشه و نخبگان از سرزمین مادری یک طرف.
نابودی این گنجینه معرفت را ، به اهل معرفت تسلیت میگویم. غم آخرتان باشد.

دسته : حریق و آتش سوزی کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران آتشسوزی برق فرار مغزها دانشگاه رابطه و نقش علم

این پروژه ی لعنتی

این پروژه لعنتی
نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384 ساعت 21:21 شماره پست: 5

می پرسند : چرا تحقیقات علمی در ایران خاک می خورد ؟

انگار اگر مثلا از این تحقیقات درست استفاده میشد وضع کشور یک طور دیگری بود.
نه خیر ! اصلا هم تاثیری نداشت. چون مشکل کشور ما خیلی عمیق تر حاد تر و ابتدایی تر از این حرفهاست.

موضوع پروژه پایانی من تحقیق بروی دلایل تاخیر ها در پروژه های عمرانی شیراز است. بعد از کلی تحقیق تازه متوجه شدیم که اصلا اهمیتی ندارد که پروژه ای با تاخیر انجام شود یا حتی نیمه کاره رها شود.
وقتی یک راننده تراک بتن ریزی برای یک دست جوجه کباب بتن ریزی را رها میکند و شکمش را بر خسارت هنگفت ایجاد تاخیر در پروژه ترجیح میدهد ، تحقیق من به چه دردی میخورد ؟ ها ؟
وقتی میلگردهای یک ساختمان بتنی قبل از بتن ریزی برداشته (دزدیده) میشوند و آنچه اهمیت ندارد جان ساکنان آن ساختمان است ، دیگر یک پژوهش اصلا به چه درد میخورد ؟

حالا این منم و یک پروژه تحقیقاتی سرهم بندی شده با یک نتیجه . بله یک و فقط یک نتیجه :

دلیل تاخیر ها و بلکه همه مشکلات کشور ما در مدل اداره کشور است. نه ربطی به پیمانکار دارد و نه کارفرما و نه ربطی به این دارد که همه دزد هستند. کسی دزد نیست ، همه دنبال سهم خود از پول نفت هستند.
سهمی که گاهی باید آن را یواشکی برداشت. نامش را هرچه میخواهید بگذارید
.

پول نفت پروژه مهندسی صنایع سیستمها کنترل مدیریت پروژه و وضعیت تحقیقات علمی در ایران پروژه تحقیقاتی شیراز

سرنوشت

سرنوشت

نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1384 ساعت 8:14 شماره پست: 4

پروردگارا
سرنوشت مرا خیر بنویس   تقدیری مبارک
تا هر چه تو دیر می خواهی ، زود نخواهم  و هر چه تو زود می خواهی ، دیر نخواهم
(دعای عرفه)

چشم انتظار بودن ساده نیست ، نیک میدانم که انتظار بیهوده است ، اما میروم و می آیم و نگاهی به صفحه موبایل
می اندازم. شاید پیغامی رسیده باشد.
با هر زنگ موبایل ، گاه و بیگاه ، روز و شب و نیمه شب میگویم شاید خودش باشد.

بقول حافظ:
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر  * * * کنایتیست که از روزگار هجران گفت.

اما فراموشی نعمت بزرگی است. گاهی یک شبه و در یک لحظه همه چیز فراموش میشود.
گل احساست را پژمرده و پرپر میابی و دیگر امیدی به جوانه زدن در خود نمی بینی.

اینگونه است که انسان خود را به سرنوشت می سپارد. همچون خار خشک کنگر که بدست باد سپرده میشود.
دیگر کاری نمیشود کرد. تو سعی خودت را کردی…
او نخواست یا نتوانست. اگر سرنوشت بنویسد ، تنها دعا کنیم نیک بنویسد.
گرچه اعتقادی به سرنوشت محتوم ندارم و فکر میکنم هر چه هست کردار ما و اطرافیان ماست .

برای همه تان آرزوی شادکامی و خوشبختی دارم. 

سرنوشت عشق سر نوشت چیست آیا سرنوشت حقیقت دارد